کعبه سنگ نشانی است که ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند، ببین یــــار کجاست
خدایـا
دلم می خواهد سبکبال و پاکدل به خانه ات وارد شوم
می خواهم آینه ای بی خش و صاف باشم
اما انگار مرام زنگار گرفتن از آینه، شکسته آن است.
خدایـا
دلم می خواهد همه کینه ها را با آب حیاتی نو بشویم
اما چه کنم با برخی بندگانت
که کینه را با چنگ و نیش از دل می کنند
و من می مانم و دلی مجروح و تیره از خون!
خدایـا
مهمانی ام زخم بر دل و داغ بر سینه، خسته، غمگین، سنگین
مرا به خانه ات راه می دهی ای بزرگتریــن؟
موضوعات مرتبط: - نامه هایی به خدا ، - دعوت شده به میقات
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ | 11:41 | نویسنده : میم گلی |
