یکشنبه ۷/۷/۹۲

امروز نماز ظهر، مسجدالحرام بودیم. درسته که بعضی تفاوتهای بین نماز ما و نماز سنی ها، صف های بعضاً غلط غلوط و اتصال ندار! و طولانی بودن برخی قسمتهای نماز جماعت، باعث میشه که خیلی غرق لذت این نماز باشکوه نباشیم (برخلاف نماز جماعت اماکن مقدسی چون مشهد الرضا (ع))، اما بازم یه حس خوبیه که در عبادت، با این همه بنده های رنگارنگ خدا، شریک و متحد باشی.

بعدازظهرم که جلسه عمومی کاروان بود. لذا بعد از شام، باز هم به حرم رفتیم.

یکی از خانمهای پیر و از دست و پا افتاده ازمون خواهش کرد که با خودمون ببریمش. دو تا دیگه از خانمهای کاروان هم همراهمون اومدند. شش تایی رفتیم و اون خانم مسن، نمی تونست که برای طواف بیاد. فقط گفت که یه جایی بنشینه و نماز بخونه. ما هم بردیمش تو حیاط و زیر طبقه فلزی، پشت مقام ابراهیم و روبه روی کعبه نشوندیمش و وسایلمون دادیم بهش و خودمون رفتیم طواف.

طواف امشب رو به نیت دوست درگذشته ام نسترن، که چند روز قبل از پرکشیدنش در تاسوعای یازده سال قبل، با هم همسفر مشهد بودیم، انجام دادم. نسترنم روحت شاد.

بعد از طواف رفتیم و پشت مقام ابراهیم نماز خوندیم و بعد داخل حجر اسماعیل رفتیم. من، تسبیح هایی که از مدینه خریده بودم به همراه یک تسبیح دیگر که اون خانم مسن بهم داد رو بردم و تبرک کردم.

وقتی برمی گشتیم، خانوم مسنه کلی دعامون کرد. طفلک می گفت: پا ندارم برم بیرون، هم اتاقیهام هم اصلاً ملاحظه نمی کنند و مدام کولر روشنه و اتاق سرد، منم مریض و سرماخورده! کسی هم نیست حداقل وَرَم داره ببرتم حرم. موندم تو این زندان! خدا خیرتون بده امشب کلی دلم وا شد.

امشب از ساعت شیطان بالای سر کعبه، عکس گرفتم و می خوام از اون براتون حرف بزنم. (به قول مدیر کاروانمون: ساعت کوفتی و لعنتی!)

راستش من تا پام به مکه نرسیده بود، چیزی از ساعت شیطان نمی دونستم. البته توی سخنرانی های آقای رائفی پور یه چیزایی شنیده بودم اما درست یادم نبود. به خدا قسم، بدون هیچ زمینه ذهنی قبلی (آخه بعضی ها میگن اینا که شما میگید توهمه و چون از قبلش تو ذهنتونو پُر کردند، به نظرتون میاد) وقتی برای اولین بار ساعت شیطان رو دیدم، به خودم لرزیدم. درست بالای جمله الله اکبر که به عمد لـِ لله اکبر نوشته شده (برای اینکه معنی اصلی کلمه الله اکبر رو نده!) بز شیطان یا همون بافومت (اسم دیگه اش بز مندس و نماد کهن و بسیار مقدسی در آیین شیطان پرستی) رو مشاهده کردم. مخصوصاً تو شب، این تصویر کاملاً واضح و مبرهن بود.

بز بافومت با خط قرمز مشخص شده است.

ساعت شیطان

ساعت شیطان، بالاتر از گلدسته های مسجدالحرام و درست بالای سر کعبه

همونجا، انگشت اشاره دست راستم رو گرفتم به طرفش و گفتم: وَ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ۱ بعد به چشمهای مه گرفته شیطان، که به نظرم بیشتر از شرارت و کبر، ازشون ترس و حقارت می ریخت، خیره شدم و گفتم: بالاخره میاد، میاد پسر فاطمه اطهر که تو رو رو سر هواداران و پرستندگانت خراب کنه. ای عبدالعزیز لعنتی! صبر کن. هدیه خوش خدمتیت به شیطان، عمر طولانی بالای سر کعبه سایه کفر و نفاق نخواهد افکند! ۲

وقتی به ایران برگشتم، سرچ کردم و یه مطالبی در مورد ساعت شیطان یافتم که اگه دوست داشتید، برای خوندنش به لینکهای زیر مراجعه کنید:

8برج ساعت مکه (آفرین به غیرت و صداقت اهل سنت مریوان)

8برج ساعت مکه، شاهکار جدید وهابیت صهیونیستی

8بافومت را دقیقتر بشناسیم

8بافومت در داستانهای اصیل سیستانی

8بافومت کیست

8ماجرای برج شیطان در مکه و سایه شیطان بر کعبه

ـــــــــــــــــــــــــــ

۱ وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿الإسراء: ٨١﴾ ترجمه: و بگو حق آمد و باطل نابود شد، یقیناً باطل نابود شدنی است.

۲ در زیر ساعت شیطان نوشته شده که این ساعت وقف خادمین حرمین شریفین (خیر سر عمه شون خودشونو خادم کعبه و مدینه می دونند) ملک عبدالعزیزه. وهابی صهیونیست شیطان پرست!


موضوعات مرتبط: - دعوت شده به میقات

تاريخ : سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ | 10:24 | نویسنده : میم گلی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.