سه شنبه ۹/۷/۹۲

امروز دحوالارضه و به امید خدا روزه هستم. (چه حس خوبیه در روزیکه زمین از زیر کعبه گسترده شده، روز تولد حضرت ابراهیم و حضرت عیسی، در کنار کعبه عزیز باشی )

نصفه شب بلند شدیم و اومدیم مسجدالحرام. نماز شب خوندیم و من چند تا لقمه کوچیک نون و کره مربا و نون و پنیر همراهم بود، به عنوان سحری خوردم.

نماز صبح رو هم به جماعت خوندیم. بعد از نماز، به شیوه مسلمین سایر ملل! نیم ساعتی طبقه بالای مسجد خوابیدیم. ۱ بعد، هم اتاقی ها برگشتند هتل ولی من تنها برای طواف رفتم.

هیس، مسلمونها خوابند. ساکت

اون آقایی که کیسه آبی داره، ایرانیه. از رو همین کیسه آبی میشه تشخیص داد، آخه همه ایرانیها از این کیسه ها داشتند.  (تبلیغات یکی از شرکتهای بیمه بود که به حجاج همه استانها داده شده بود و اتفاقاً خیلی هم به دردمون می خورد.)

اول نماز مخصوص روز دحوالارض رو خوندم و بعد با یه کاروان اصفهانی که تازه مُحرم شده بودند (برای حج عمره تمتع) وارد طواف شدم. کاروان، مداح خوبی داشت و کلاً با حس و حال قشنگی طواف می کردند. با وجود شلوغی، طواف خوبی داشتم.

بعد از طواف رفتم کنار مقام ابراهیم و به ایشون تولدشو تبریک گفتم. و بعد هم کلی دعای خیر کردم و برگشتم هتل، از خستگی زیاد خوابیدم.

عصری تو جلسه عمومی کاروان، روحانی عزیز، سنگ تموم گذاشت. اول تاریخ و زندگینامه حضرت ابراهیم (ع) رو گفت و رسید به حضرت اسماعیل و جریان تشنگی و جاری شدن زمزم و بعد هم روضه حضرت علی اصغر امام حسین (ع) رو خوند و حال قشنگی بهمون داد.

آخر جلسه هم زیارت نامه امام رضا (ع) رو دسته جمعی خوندیم. چون دحوالارض روز زیارتی خاص آقا امام رضا (ع) هم هست. ۲ بعد یک مسابقه گذاشتند (از این سوالهای مربوط به مناسک) و من توش برنده شدم. (کادو: یک قواره پارچه )

شب دوباره رفتیم مسجدالحرام و یک خانم مسن از هم کاروانی ها رو هم با خودمون بردیم. مطاف خیلی شلوغ بود و با سلام و صلوات وارد حلقه شدیم. خدا به راه راست هدایتشون کنه، برخی زائرها خیلی بدجور طواف می کنند. (بیشتر اندونزیایی ها و ترکهای ترکیه) هُل می دن و فشار میارن و زنجیره ای همدیگه رو می گیرند و به هیچ عنوان راه عبور نمی دن، علی الخصوص در رکن حجرالاسود که این فشار و ازدحام به حد اعلی می رسه. اونجاست که از عجز، لب به صدا زدن مولایت باز می کنی: یا صاحب الزمان، یابن الزهرا به دادم برس .... و لحظاتی بعد آرامش و راحتی تو را در بر می گیرد..۳ بغل

در طواف، پسر جوانی که به گمانم هندی یا پاکستانی و در احرام بود، متوجه ما شد. (۴ زن که یکیمون مسن و از پا افتاده است و داریم با سختی طواف می کنیم) خودشو جلوی ما رسوند و حریم ما قرار داد و به این صورت که جلوی ما طواف می کرد و هروقت بیم افتادن ما می رفت، خودشو سپر و سد قرار می داد تا زمین نخوریم. خدا خیرش بده، یکبار از زمین خوردن حتمی، نجاتمون داد و با کمکش به راحتی طواف کردیم. دعا می کنم، خداوند خیر دنیا و آخرتشو نصیبش کنه. گمونم شیعه بود. (آخه وقتی دعای فرج می خوندیم، متوجه ما شد و به سمتمون اومد.)

بعد از نماز طواف پشت مقام ابراهیم، به نیم طبقه مسجد رفتیم و دعای توسل و حدیث کساء خوندیم.۴ کمی خوراکی (آجیل و میوه) خوردیم، قرآن خوندیم و بعد هم برگشتیم هتل.

۱ کلاً مسلمونهای همه کشورها در مسجدالحرام و مسجدالنبی می خوابند و کسی هم اذیتشون نمی کنه و مانعشون نمیشه. (برخلاف مثلاً حرم امام رضا (ع)) البته من به شخصه اصلاً از این قضیه خوشم نمیاد. مخصوصاً که خودم بخوام، دراز به دراز جلوی اون همه نامحرم بخوابم. این دفعه، اولین بار و آخرین بارم بود که چنین کاری کردم. هرچند ما یه گوشه و سه نفری در کنار هم خوابیده بودیم و مسجد هم خیلی خلوت بود و جلب توجه نمی کردیم.

۲ یادش به خیر، یکسال خیلی بیتاب امام هشتم بودم و به کمک برخی دوستان، چهارشنبه عصر و بعد از کار، بلیط قطار مشهد گرفتم و رفتم زیارت. پنجشنبه صبح رسیدم و رفتم حرم تا بعداز ظهر و بعد هم بلیط برگشت قطار گرفتم و جمعه تهران بودم. درست وقتی داخل حرم شدم، فهمیدم که اون روز دحوالارضه و زیارت امام رضا (ع) خیلی سفارش شده و کلنه خیلی خوش به حالم شد.

۳ دعا می کنم انشاءالله قسمت همه تون بشه و این ازدحام و بعد این راحتی و اجابت از سوی مولایتان را تجربه کنید.

۴ میترا جان، یکی از هم اتاقی ها، کل مفاتیح رو داخل گوشیش ریخته بود و اینجوری شد که ما برای خوندن دعا، زیارات و برخی نمازها، هیچ مشکلی نداشتیم و به راحتی به گوشی اون رجوع می کردیم. این پیشنهاد خوبیه برای اونایی که میخوان به این سفر مشرف بشند. هرچند من خودم مفاتیح برده بودم اما هم بیم اون می رفت که تو فرودگاه ازم بگیرنش هم اینکه حمل و نقلش سخت بود. اما مفاتیح تو گوشی موبایل، خیلی راحت تر و کاربردی تره. البته اینم بگم که تو منا و عرفات، که به دلیل کمبود پریز برق، شارژ موبایل خیلی سخته، مفاتیح من خیلی به دردمون خورد.


موضوعات مرتبط: - دعوت شده به میقات

تاريخ : یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ | 7:2 | نویسنده : میم گلی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.