پنجشنبه ۱۸/۷/۹۲

دیروز اعلام کردند که اتوبوسهای حرم، فقط تا ظهر پنجشنبه کار می کنند و بعد دیگه اتوبوسی درکار نیست تا بعد از ایام تشریق (سیزدهم چهاردهم ذیحجه به بعد) لذا تصمیم گرفتیم از آخرین سرویسها استفاده کنیم و این شد که صبح زودتر از همیشه رفتیم حرم.

من و میترا ساعت هشت و نیم حرم بودیم. دوباره روبه روی خونه خدا نشسیتم و قرآن خوندیم. وقت اومدن از مأمورهای حج و زیارت ایران که خدا خیرشون بده، تو این مدت خیلی کمکحال زائرا بودند، پرسیده بودیم که اتوبوسها تا کی هستند و گفته بودند تا ۱۰-۱۱. ما هم نماز استغاثه به امام زمان رو خوندیم و ۱۰:۲۰ زدیم بیرون ولی اتوبوسها کار نمی کردند.

خدا رو شکر هتل ما، جزء نزدیکترین هتلهای ایرانی به حرمه و در حالیکه اکثر ایرانیها تو خیابون عزیزیه ساکنند، ما فقط نیم ساعت (پیاده) تا حرم فاصله داریم و درست از تونلها که در میاییم، اونور خیابون هتل ماست.

با توجه به توقف کار اتوبوسها، ظهر پیاده برگشتیم هتل. سر راه از سوپرمارکت نزدیک هتل، برای روزهای عرفات و منا خوراکی خریدیم. یک بسته بیسکوئیت + یک بسته کلوچه شکلاتی + یک بسته چیپس شد ۲۶ ریال ناقابل یا به عبارتی ۲۶ هزار تومن خودمون !!

برگشتیم هتل و از شانسمون ناهار ماهی بود. (تنها غذایی که با لذت میخورم اونم تا تهشو ) بعدِ ناهار خوابیدیم تا یک ربع به چهار که واسه رفتن به جلسه عمومی کاروان آماده بشیم.

از ظهر احساس سرماخوردگی داشتم و گلوم هم درد می کرد. یه چای لیمو خوردم و رفتیم جلسه. (دستت درد نکنه هیچوقت، میتراجون، که همیشه چایی رو تو درست می کردی عزیزم و مثل یه فرشته، یه خواهر مهربون مراقبمون بودی ).

شب دیگه کاملاً سرماخوردگیم مشخص شد و رفتم درمونگاه (طبقه همکف هتل) و آمپول زدم. خیلی می ترسم که تو ایام تشریق مریض باشم. حسابی خودمو مدیریت می کنم تا انشاءالله واسه اعمال اصلی سالم و سرپا باشم.

در جهت همین اهداف مدیریتانه! الآن نشستم به خوردن پوست سفید پرتقال! و بعد هم خودِ پرتقال. (پوست نارنجی پرتقال رو که مثل سیب، نازک بگیری، اون پوست سفیدش واسه سرفه خیلی خوبه).

میتراجون و مریم جون هم مریضند. لذا نه حرم رفتیم نه دعای کمیل. فقط زهراجون با شوهرش رفت.

 

عکس نوشت: خب دوستان، مارو رویت می کنید  در بین دو ایستگاه اتوبوسهای ایرانی. باید بگم که دست سازمان حج و زیارت درد نکنه. واقعاً در حج شما ایرانی ها، منظورم همون ما ایرانیها  سروری و برتری محسوسی داریم نسبت به همه مسلمونهای کشورهای دیگه از نظر امکانات و رفاه. مثلاً اتوبوسهای رایگانی که البته همه کشورها ازش استفاده می کنند به همت ۴ کشور ایران، اندونزی، ترکیه و عراق برقرار شده که صد البته قسمت عمده هزینه هاش رو هم ایران تقبل می کنه. در همین ایستگاه محبس الجن که شروع حرکت اتوبوسها از حرمه، این ۴ کشور هر کدومشون یه ایستگاه دارند اما ایران عزیز ما (همانگونه که در عکس هم مشاهده می کنید) دو تا. تازه مأمورای حج و زیارت تو همه ایستگاه ها مستقرند و زایرا رو راهنمایی و کمک می کنند. خدا همه شونو اجر و خیر بده و واقعاً از همه شون ممنون.

توضیح حیاتی: دستهای ما که بازه در حال جینگولک بازی و خدای نکرده حرکات موزون و ناموزون نیستیم!   داریم اشاره می کنیم به اسم عزیز "ایران" رو تابلوی ایستگاه ها. بعله


موضوعات مرتبط: - دعوت شده به میقات

تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ | 11:5 | نویسنده : میم گلی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.