بهترین عزیزترینم

مولای تو روزی که بیاید، انشاءالله به زودی،

همه قفلها و گره ها، یک به یک باز می شوند

همه بغضها و اشکها، بی صدا، آواز می شوند

هیچ سر و رازی، سربه مهر باقی نمی ماند

دیگر داغی بر دل شقایق و اقاقی نمی ماند

و تو نیز چون مولایت

وقتی می آیی

مُهر از لب و خط من، بر خواهی داشت

و نوشته هایم که اکنون، در بند رمزند

به یمن قدوم ستاره بارانت، آزاد خواهند شد.

من گَله گِله ها و غمهایم را، به پیشوازی تو امیرک عشقم،

قربانی آن گامهای نوازشگرت، خواهم کرد.


موضوعات مرتبط: - دل گفته من نوشته ام، فقط برای تو

تاريخ : شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 9:41 | نویسنده : میم گلی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.